نـــیـــوک لـــیــــدر

۳۰ مطلب با موضوع «سینما (فیلم،نقد و...)» ثبت شده است

شهاب حسینی از قاسم سلیمانی خطرناکتر است؟!

مسیح | پنجشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۵ ب.ظ | ۳ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

امروز مطلبی با عنوان «شهاب حسینی از قاسم سلیمانی خطرناکتر است» در روزنامه «مکه» عربستان سعودی چاپ شده و در سایتهای داخلی هم بازتاب زیادی داشته است.

بازتاب این خبر در سایتهای داخلی به نحوی است که گویی نویسنده مطلب یعنی «محمد السلیمی» به تشویق فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی پرداخته و سینما نئورئالیستی و جشنواره ای ایران رو برای کشور عربستان خطرناک اعلام کرده است..

اما مسئله اصلی این است که این قضیه کاملا برعکس است و متن در مورد سینمای دیگری داره صحبت میکن

 

متن اصلی فارغ از عنوان یاد شده، در مورد مسئله سینمایی اخیر تنها به جایزه گرفتن شهاب حسینی به عنوان آخرین دستاورد فرهنگی! ایران اشاره کرده است و پیرامون فیلم و مسائل مربوط به آن چیز دیگری ننوشته است.
اتفاقا در همین مطلب در مورد سینمای ایران نوشته است که صنعت فیلم ایران با فیلم‌هایی نظیر «ملک سلیمان» به لابی صهیونیستی حمله کرد و آنها را ترساند و به قول نویسنده «فتوحات سینمایی»ش را با فیلم‌هایی نظیر «حضرت موسی» {احتمالا منظور فیلم ساخته نشده سلحشور است} و محمد رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم ادامه داد و اخیرا هم شهاب حسینی بازیگر ایرانی در کن جایزه گرفت.

در انتهای مطلب هم اشاراتی به ایران و تام هنکس شدهکه واژه‌ها دیگه خیلی محلی است و بنده متوجه نشده منظور نویسنده چیست.

مسئله مهم و البته جالب توجه این است که سعودی‌ها سینمای ایران را بر مبنای بیگ‌‌پروداکشن‌ها دیده و تعریف می کنند، نه فیلم‌های نئورئالیستی نظیر کارهای اصغر فرهادی و سایر فیلم های جشنواره ای و اتفاقا حمله ایران به لابی صهیونیستی و تعاریف ایران از پیامبر و... مدنظرشان بوده و مدعی شدند که هرچند عربستان از نظر سیاسی در دو سال اخیر بر ایران برتری داشته است، از نظر فرهنگی ایران است که در تعریف چهره یهود و پیامبر و اسلام اقدام جدی می کند.
 

گویی سعودی ها هم فهمیدند که تنها سینمای استراتژیک است که میتواند در زمینه فرهنگی قدرت ایران را دوچندان کند، والا از سینمای نئورئالیستی «ما چقدر بدبخت و خاک بر سریم» چیزی درنخواهد آمد.

 

 

 

  • مسیح

من و سید مرتضی!

مسیح | شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۴۷ ب.ظ | ۱ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

سعی کردم اثار شهید سید مرتضی آوینی رو به این شکل مطالعه کنم و بعد برای خودم حلاجی کنم. یعنی نوشته‌ها رو کنار هم بگذارم و بعد با ساختن یک پازل از جملات، معنی خاصی که از فلسفه و نگرش آیشون برمیاد رو دربیارم. {به زعم خودم}

 

1- برادران عزیزی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می‌پنداشتند که برای دست یافتن به سینمایی که بتواند در خدمت اسلام قرار بگیرد، کافی است که به جوانان مؤمن علاقه‌مند، تکنیک فیلمسازی آموخته شود. اکنون همان برادران عزیز، در تحربه بخوبی دریافته‌اند که تکنیک فیلمسازی، یعنی مجموعه روشها و ابزار کار، فی نفسه حامل فرهنگ غرب و غایات روحی آن است و از خود می‌پرسند که «پس چه باید کرد؟»

 

2- بر ما تقلید از غربی‌ها روا نیست، چراکه تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست. ما عصر تازه‌ای را در جهان آغاز کرده‌ایم و در این باب، اگرچه سینما یکی از موالید تمدن غربی است، و لکن در نزد ما و در این سیر تاریخی که با انقلاب اسلامی آغازشده، صورت دیگری متناسب با اعتقادات ما خواهد پذیرفت. سینما در غرب چیزی است و در این مرزوبوم چیز دیگر و سینمای ما نمی‌تواند در امتداد تاریخی سینمای غرب باشد، اگرچه زبان سینما یا بیان مفاهیم به زبان سینما قواعد ثابتی دارد فراتر از شرق و غرب.

 

3- تخصص داشتن در علوم رسمی، اعم از تجربی یا انسانی، مساوی با قدرت اجتهاد در علوم نیست. تخصص شرط لازم اجتهاد علمی است، اما شرط کافی نیست. شرط کافی اجتهاد در علوم، وجود معرفتی کافی و جامع نسبت به اسلام است و بدون این شرط، اجتهاد محقق نمی‌شود، چراکه کاربرد علوم در صحنه‌ی عمل باید منتهی به غایاتی باشد که موردنظر اسلام است و لا غیر. لذا باید معنای اجتهاد و تخصص را از یکدیگر تفکیک کرد و دانست که استفاده از تخصص غربی‌ها در علوم و صنایع، اگر در سایه‌ی اجتهاد (به معنایی که عرض شد) نباشد، هرگز به غایاتی که موردنظر ماست منجر نخواهد گشت. ما خود را بی‌نیاز از تجربیات غربی‌ها نمی‌دانیم، اما برای این تجربیات شأنی متناسب با آن‌ها قائلیم. ما چاره‌ای نداریم جز آن‌که سینما را یک ‌بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم. ما باید قابلیت‌های کشف نا شده‌ی سینما را در جواب به فرهنگ و تاریخ خویش پیدا کنیم و چه کسی می‌تواند ادعا کند که سینما دیگر قابلیت‌هایی ناشناخته ندارد؟

 

 

4- قالب و محتوا و ظرف و مظروف، در سینما، دومرتبه از یک وجود واحد هستند... همچون روح و بدن. با گرایش روح به سمت کفر و شرک ظاهراً تغییری در بدن ظاهر نمی‌شود، اما در سینما این «قالب» است که محتوای خویش را «برمی‌گزیند». چه بخواهیم و چه نخواهیم در تمدن امروز روش و ابزار «اصالت» دارد و سینما نیز از این حکم کلی خارج نیست. این حکم نه مطلقاً، که عموماً، درباره همه هنرها صادق است و در سینما به‌طریق‌اولی، چراکه سینما قبل از آنکه هنر باشد، تکنولوژی است. تکنیک سینما نیز، علاوه بر پیچیدگی بسیار زیاد و فوق‌العاده، مجموعه‌ای است از حیله‌هایی که با قصد فریب عقل و نفی اختیار تماشاگر گردآمده است و برخلاف تصور عام، هرگز انسان را به فطرت ثانوی که مقام تفکر و تذکر است رجوع نمی‌دهد.
اما درعین‌حال، سینما می‌تواند که این‌چنین نباشد و این نکته‌ای است که برای ما محل توجه است. اگر محتوای سینما بخواهد که به‌سوی حق و اسلام متمایل گردد، تکنیک سینما، یعنی مجموعه روش‌ها و ابزار آن، حجابی است که باید خرق شود. در این نکته برای اهل معنا معانی بسیار نهفته است.

 

پ.ن: مسئله ظرف و مظروف، تمدن تکنولوژیک، سینمای اسلامی و از این دست تعاریف مسئله حل نشده دوستان در مطالعه آثار ایشونه که برام کاملا حل شده، مشخص و واضحه. 

شاید هم اشتباه میکنم، اما گمانم اینه که دیدگاه فلسفی ایشون رو باید از آغازی بر یک پایان و رستاخیز جان شروع کرد و به ... رسید و از این منظر به او نگاه کرد و با جهان بینی او غرب و تمدن تکنولوژیک رو دید.

 

پ.ن: 20 فروردین نزدیکه و باز قلب من میتپه!

  • مسیح

سینمای جنگ یا ضد جنگ

مسیح | چهارشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۴، ۰۸:۳۸ ب.ظ | ۱ نظر
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

متن زیر نوشته‌ای تمرینی در خصوص سینمای ضدجنگ و تفاوت آن با سینمای جنگی است. ناگفته نماند که این دو گونه با ژانر دفاع مقدس که 

گونه‌ای برآمده از ایران است، کاملا متفاوت است.

متن کامل نیست و نیاز به شرح بیشتری در خصوص المان‌های اصلی این فیلم‌ها و مولفه‌های آن است. همچنین شایسته بود کارکردهای سینمای جنگ و سینمای ضدجنگ در غرب بررسی شود که مجال آن نبود.

 

«از اسطوره سازی تا اسطوره سوزی»

«ژانر جنگی» یکی از مهم‌ترین و پرطرفدارترین گونه‌های سینمایی در دنیاست. گونه‌ای که به تبع نام آن محتوایی در خصوص جنگ دارد و ماهیت «میلیتاریستی» در آن دیده می‌شود. با وجود اینکه از سال‌های اولیه‌ی سینما فیلم‌هایی با موضوع جنگ و نظامی ساخته شد، اما عنوان «ژانر جنگی» سال‌ها بعد از آن مصطلح شد.

پس از دو جنگ جهانی اول و دوم، نگاه انتقادی به این دو جنگ باعث شکل‌گیری سینمایی در کشورهای غربی موسوم به سینمای «ضد جنگ» شد.

برای اینکه با سینمای ضد جنگ آشنا شویم، کمی به عقب باز می‌گردیم..

  • مسیح

نقدی بر رستاخیز

مسیح | سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۴۸ ب.ظ | ۳ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

این مطلب نقدی است بر فیلم «رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش. از نوشتنش مدت زمانی می‌گذرد و امروز قصد کردم منتشر کنم.

ابتدا تمایل داشتم چیزهایی اضافه و کم کنم، بعد منصرف شدم.

اگر قرار باشد نقد جدیدی بنویسم، این‌بار عنوان مطلبم را «آقای عصبانی خشمگین یا حضرت عباس» می‌گذارم. چیزی که بعد از دیدن نسخه‌های مختلف فیلم برجسته بود، شخصیت سازی بسیار ضعیف از حضرت عباس علیه السلام بود. شخصیتی که اگر این اسم مقدس را نداشت، مرا بیشتر یاد گلادیاتور می‌انداخت!

مسلم بن عقیل فیلم چیزی جز یک ژنده‌پوش خسته و نالان نبود و یزید هم جز هم‌جنس‌ بازی‌اش در فیلم چیزی به چشم نمیخورد. صفتی که هیچ جای تاریخ نیامده است.

 

در کل باید بی‌تعارف بگویم فیلم «حال بهم زنی» بود. هیچ وقت تمایل نداشتم همچین چیزی درباره‌ی امام حسین علیه السلام ساخته شود!

  • مسیح

هیاهوی بسیار برای هیچ

مسیح | دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۶ ق.ظ | ۰ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

 

برای چه و با چه هدفی فیلم می‌سازیم؟

اگر این پرسش از سینماگران و مسئولین سینمایی جمهوری اسلامی ایران پرسیده شود جواب‌شان چیست؟ سود آور بودن؟ تکنیک برتر سینمایی؟ حضور بیشتر مردم در سینما؟ تولید سینماگران مقلد برای دریافت جایزه از جشنواره‌های خارجی؟ اعتراف به 36 سال اشتباه برای کسب آبروی روشنفکری یا....

  • مسیح

ما و ماهواره؛ جهاد یا رهبانیت

مسیح | يكشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۴، ۱۲:۵۷ ق.ظ | ۴ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

توضیح کوتاه:

مدت‌هاست مطالعه آثار شهید سید مرتضی آوینی را شروع کرده ام. بعضی را 6 سال یا 5 سال قبل، بعضی را دو سال قبل، بعضی را در این سال‌ها و بعضی را چندین بار خوانده ام و باز باید بخوانم.

برخی نوشته‌هایی که در این سایت قرار می‌دهم، برگرفته از آثار سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی است و ابایی ندارم از اینکه بگویم محل رجوعم ایشان بوده است. سعی شده پس از مطالعه آثار، مطالبی که به نظر مهم است و باید نوشته شود با وجود به بضاعت فکری اندکی در نگارنده هست، نوشته و در سایت قرار گیرد.

به امید آنکه نگارنده به صورت حقیقی از رهروان متفکر انقلاب شهید سید مرتضی آوینی باشد.

اما بعد:

 

«ماهواره دارد می‌آید.» 

واکنش‌های متفاوتی در برابر این جمله وجود دارد. بسیاری با شنیدن این جمله می‌ترسند و ماهواره را مظهر کامل استیلای غرب می‌دانند. این‌ها عمدتا دو گروه هستند. یا مرعوبان سکولاریسم اند که غرب را الگوی زندگی خویش قرار داده اند و معتقدند باید در برابر ماهواره سپر انداخت. اینان راهی برای مقابله با ماهواره نمی‌شناسند و آن را به مثابه حاکمیت غرب می‌دانند و یا دسته دیگری هستند که ماهواره را غول بی شاخ و دمی می‌دانند که با هر تکانش قرار است دین، ایمان، فرهنگ و حاکمیت اسلام از بین برود. آنان نیز ماهواره را یکسان با حاکمیت جهانی غرب می‌دانند و هر دو اشتباه می‌کنند.

ممکن است سوال پیش بیاید که آیا نگارنده معتقد است ماهواره بر فرهنگ و دین مردم -مثلا مردم در جمهوری اسلامی ایران- تاثیری نگذاشته است؟ خیر. برای پاسخ به این سوال لازم است مقدمه‌ای را عرض کنم.

  • مسیح

هالیوود نوین یا مکتب نیویورکی

مسیح | يكشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۳، ۰۴:۴۶ ب.ظ | ۲ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

شهریور ماه مطلبی با عنوان «تحول در نظام سینمایی هالیوود» قرار گرفت. مطلب پیرامون سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا و در سینمایی بود که به «هالیوود» معروف بود.

مطلبی که قرار خواهم داد، در ادامه مطلب قبلی و پیرامون نسلی از سینمای ایالات متحده است که به «مکتب نیویورکی‌»ها معروف شدند و شاید بشه گفت بیشترین سهم رو در تحول سینمای هالیوود به عهده داشتند. چه در تکنیک و چه در محتوا.

داستان‌های بهتری ساخته شد، موج جدیدی از فیلم‌سازی آغاز شد و کارگردان‌ها و بازیگرهایی به صحنه آمدند که هنوز هم نام‌آور هستند.

البته، در بررسی سینمای هالیوود، مجددا به سال‌های اولیه، دوران سینمای صامت و دوران سینمای ناطق سر خواهیم زد.

  • مسیح

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

پیشنهاد می‌کنم متن آقای «امیر اهوارکی» عزیز و گرامی رو در مورد نقد فیلم آتش بس2 به کارگردانی خانم تهمینه میلانی بخونید.

 

فیلمسازی که عقاید پنجاه سال قبل فمینیست‌ها را به خورد مردم می‌دهد

  • مسیح

نقدی بر آثار مسعود ده نمکی

مسیح | سه شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ۰۴:۳۱ ب.ظ | ۶ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

توجه: این نوشته، مقاله‌ای است با رویکرد انتقادی به آثار آقای مسعود ده‌نمکی که نسبت به نوشته‌های پیشین طولانی‌تر و تفصیلی‌تر است.

 

چرا ده‌نمکی را نقد می‌کنیم؟

ده‌نمکی فیلم‌هایش را با طنز شروع کرده، نه دفاع مقدس. آن‌چه بیننده از ده‌نمکی در ذهن دارد، همان چیزی است که در قاب سینما یا تلویزیون از او می‌بیند؛ فیلم‌های طنزی که می‌خواهند باطن جنگ را بیان کنند، اما طنز اند. این آمیختگی با طنز، برای رسیدن به هدف نیست و به نظر هدف انگاشته شده است.

آنچه مخاطب در سینما می‌بیند، آن چیزی نیست که ده‌نمکی می‌خواهد بسازد. یعنی آن‌چه مخاطب از فیلم‌های ده‌نمکی می‌پندارد، گویی فیلم طنزی است که در دوران جنگ اتفاق افتاده و نهایتا «پیک‌نیکی است در جنگ»، برای گذراندن ایام!

هرچند نگارنده معتقد است «ده‌نمکی» قصد کمک به ترویج فرهنگ دفاع مقدسی و معرفی شهدا را دارد، اما آنچه در قاب سینما نقش می‌بندد، جز تمسخر مقدسات و جنگ نیست.

  • مسیح

«خنده» و «خندوانه» در گفتار شهید آوینی

مسیح | سه شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۳۲ ب.ظ | ۲ نظر

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

در حال نوشتن متنی هستم که برای اون مجدد به آثار سینمایی شهید آوینی رجوع کردم تا به صورت دقیق‌تر مطالبم رو بنویسم. بین صفحه‌ها چشمم به بخشی از نوشته‌های شهید آوینی در مقاله «جذابیت در سینما» یعنی فصل اول کتاب آینه جادو یک افتاد.

به نظرم جالب اومد. خصوصا اینکه برنامه «خندوانه» هم پخش میشه، شاید مناسبت خوبی برای نوشتنش باشه.

البته بخش‌هاییش رو ممکنه در متن بعدی که چند روز آینده با موضوع نقد اثار ده‌نمکی قرار خواهم داد، بخونید.

 

  • مسیح